الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
250
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
را به سرزمينش بازگردانى . پس از آن كه ابو طالب از تجارت خويش فارغ شد ، او را به سرعت به مكّه آورد . « 1 » ( 1 ) ابن اسحاق خبر را به همين صورت به پايان مىبرد و طبرى نيز خبر را به همين صورت از او در كتاب تاريخش نقل مىكند . لكن بعد از آن روايت ديگرى را نقل مىكند كه آن را به ابى موسى اشعرى انصارى - مدنى - نسبت مىدهد و هيچ راوى ديگرى را ذكر نمىكند . او در آخر روايت مىگويد : راهب آن قدر اصرار كرد تا محمد صلّى اللّه عليه و آله را به مكه بازگردانيد و مقدارى روغن و غذا را ره توشهء او قرار داد و ابو بكر هم بلال را به همراه او فرستاد . « 2 » ( 2 ) اين خبر را ديار بكرى در كتاب تاريخ الخميس روايت كرده و سپس از حافظ دمياطى نقل كرده است كه او بر اين خبر ، يعنى فرستادن بلال به همراه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله به وسيله ابو بكر ، اشكال كرده و گفته است كه در آن روزگار ، ابو بكر مالك بلال نبود ، بلكه بلال بردهء امية بن خلف بود و ابو بكر بعد از سى سال او را از وى خريد ! سپس اضافه كرده است كه اصلا ابو بكر در آن سفر حضور نداشت و براى همين ذهبى در مورد اين خبر مىگويد : گمان مىكنم كه اين خبر جعلى است و بعضى از آن باطل است « 3 » و ترمذى هم آن را در سنن خويش نقل كرده و سپس گفته است : اين خبر خوب ، أما غريب است ! ( 3 ) طبرى از كلبى نقل كرده است كه ابو طالب رسول اللّه را با خويش به بصرى برد در حالى كه او نهساله بود « 4 » و معروف اين است كه ابو بكر بيش از دو سال از رسول الله صلّى اللّه عليه و آله كوچكتر بود و در اين صورت چگونه اين قضيه مىتواند درست باشد ؟ ! ( 4 ) گروهى از مورخان - چنان كه گذشت - در اين روايت شك كردهاند كه از جملهء آنها ابو الفداء در تاريخ كبير مىباشد . در آنجا آمده است : يكى از راويان حديث ابو بكر بن ابى موسى از پدرش ابو موسى اشعرى مىباشد ، در حالى كه او در سال هفتم هجرى اسلام را
--> ( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 191 - 194 . اين خبر در سيره بدون سند ذكر شده است . و طبرى خبر را از طريق عبد الله بن ابى بكر به وى اسناد داده است و كازرونى هم آن را با سندى طولانى به داوود بن حصين نسبت داده است « بحار الانوار ، ج 15 ، ص 409 » . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، 272 - 277 و سيرهء حلبية ، ج 1 ، ص 120 و سيرهء دحلان ، ج 1 ، ص 285 و الثقات تأليف ابن حبّان ، ج 1 ، ص 44 . ( 3 ) . تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 259 و سيرهء حلبية ، ج 1 ، ص 120 و سيره مغلطاى ، ص 11 . ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 278 .